اگر پوسیده گردد استخوانم - نگردد مهرش از جانم فراموش(حافظ شیراز)
تع ی رَه و از هَنی نَنَه - یادر نا آبُو دِه کَنَه
باز تویی و من، مادرم - یادت دیگر کهنه شدنی نیست
گُولَه نَنَه تع کم دارم مادر گلم ترا کم دارم
بی اشتع چدَه غم دارم! بی تو چقدر غم دارم!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۵ساعت 12:21  توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر
|