بیایید بجای هر بار کمی هیاهو و بعد خموشی، بطور جدی به این بیندیشید که: «چه کردیم که نتیجه این شده!؟»
نکته: عکس هایی که از خارج کشور در وبلاگ می نهم، اغلب در داخل دیده نمی شود؛ پس این بار عکس های مربوط به زمین خواری در گردنه ی حیران(17 قطعه عکس از «ایرنا») را در پایان مطلب می گذارم.
«من آنچه شرط بلاغست با تو میگویم
تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال»
باز بعضی "مسئولین" دست به خرابکاری ضد میهنی و ویرانی طبیعت زدند. به آسانی آب خوردن می دزدند و می خورند. راحت و روان می خورند زیرا "مسئول اند" - دارای قدرت و ثروت اند و مردم توان ایستادن در برابرشان را ندارند. این ها انشا نویسی نیست؛ حقایقی تلخ، وحشتناک و قابل اثبات است.
همیشه گفته ام و باز تکرار می کنم: «وقتی می خواهند بزنند که دیگر بر نخیزی، لباس ترا می پوشند. یعنی جنگیدن با یک موجود ضد انسان و فاشیستِ بعثی بسیار آسانتر است از جنگیدن با کسی که لباس ایرانیان بر تن دارد و شناسنامه اش ایرانی می باشد، ولی خائن به میهن است؛ خائن به قَسمی است که خورده.
خائنینی که فقط لباس و شناسنامه شان ایرانی است. این را من نمی گویم؛ این را اَعمال این موجودات فریاد می زند و به قول نماینده ی آستارا، مردمِ تهدید شده و ترس خورده، جنایات را می بینند ولی دهان می بندند.
جالب است که هر وقت خواسته اند طرحی ضد میهنی در اندازند، اغلب آن را در منطقه ی ما هم به آزمایش گذاشته اند! نابودی بخش بزرگی از جنگل تالش به بهانه ی ساختن سَدّ؛ برداشتن و پَرت کردنِ تندیس رستم کلاه چرمینه، قهرمان ملی ایران که در جنگی کاملن نابرابر برای ایران زمین دلیرانه جنگیده بود. جنگی که نوشته اند، هر ایرانی در برابر چهل مزدور و دشمن خارجی می جنگید. و از این دست فراوان است که در ادامه باز نمونه هایی ذکر خواهم کرد.
راستی، چرا به این راحتی چنین خلافکاری هایی رخ می دهد!؟
زیرا بعضی "مسئولینِ" آزمند برای خلافکاری راحت وارد گود می شوند و بعد طوری وانمود می کنند که مقدس و بالاتر از قانون اند! و وقتی گَندِ کاری در آید، می گویند: "کی بود؟ کی بود؟ من نبودم"! با ایجاد همین جَوِّ ضد قانونی، سال های سال است که دارند جنگل های سه استان شمالی ایران را به غارت می برند، و کسی نمی گوید: چرا می دری!؟ چه از جانِ ما می خواهی!؟ تا کی می خواهی به نام مردم بدری و ببری و در جیبِ خود فرو کنی!؟ کسی جرأت ندارد بگوید: حال که ایران مظلوم ما بخاطر برداشت های بی رویه از آب های زیر زمینی(تو بخوان غارت آب های زیر زمینی) و خشک سالی های پیاپی، دارد به بیابانی از نوع آفریقایی آن بدل می شود، حد اقل این چند نقطه ی سبز را بگذارید چون خال هایی زیبا بر صورت مادرِ میهن بمانَد.
تا زمانی که حضور زشتِ افراد زوردارِ آزمند، بالاتر از قانون است؛ همین است و بیش نیست.
امروز غارت شاملِ «حیران» است و روزی دیگر نوبت جایی دیگر. در بعضی مناطق شمالِ مظلوم، زورمندان و صاحبان سرمایه حتی دریا خواری می کنند و کسی حق ندارد بپرسد: چرا!؟ *
* شاید برای بسیاری این سوال پیش آید که دریا خواری دیگر چه صیغه ای ست!؟
صاحبان زر و زور و تزویر، برای "خوشگذرانی" کناره های دریا را می خشکانند و آنجا ویلا می سازند تا وقتی می خوابند با لالایی امواج به خواب روند؛ حال اگر یک خانواده ی هشت نفره ی کارگری در یک اتاق می زیند، دیگر به کسی مربوط نیست. دیگر کسی داستان زغال داغِ علی و دستِ سوخته ی عقیل را برای کسی تعریف نمی کند. گویی این حرف ها فقط مال قبل از انقلاب بود! گویی در زمانِ نوکیسه گان میلیاردر با پول های باد آورده، دیگر این داستان ها کهنه شده! دیگر به کسی مربوط نیست که در مناطقی از ایران هنوز بسیاری زاغه نشین اند. دیگر به کسی مربوط نیست که به مردم زحمتکش حاشیه نشین شهر های بزرگ چه می گذرد. گاه خانواده ای پر جمعیت زیر یک کَپر یا چادر می زید که دیگر نامش زیستن نیست؛ بلکه فقط موجودیت داشتن است.
و جالب تر اینکه هر وقت آمدیم دست مفسدان را کمی رو کنیم، فورن به اَشکالِ گوناگون مورد یورش همه جانبه قرار گرفتیم. نانخور ها و "پلاّگلَه پچین" های سفره ی دزد ها به بهانه های مختلف ریختند سر ما. حالا برای اجرای «آی دزد! آی دزد!» "قلمزن" مزدور اجیر می کنند. و جالب است بدانید که این شیوه ای زشت و جهانی است برای یورش به حق طلبی و زیبایی؛ ولی این "دوستان" فکر می کنند که نوبر آروده اند؛ و برای اینکه لباس ایرانی را بهش بپوشانند از قلمزنان خائن در داخل و خارج میهن "سود" می جویند. نمونه ی بارز آن در منطقه ی ما ایجاد گروهک "تالشستان" بود که جریانی بود عمیقن ضد میهنی و برای برادر کشی، ایجاد جنگ و درگیری در منطقه ی ما سر بر آورده بود؛ ولی اینطور جلوه داده می شد که گویا اتاق فکر آن ایرانی است؛ که نبود. آن تئوری کثیف بار ها در جهان آزموده شده و رود رود خون پا کرده. همین اخیرن به وسیع ترین شکل ممکن در یوگسلاوی آزموده شد و هزاران انسان گولخورده ی بازیچه شده به نامِ "حق" همدیگر را به بیرحمانه ترین شکل ممکن دریدند و حتا به ناموسِ یکدیگر رحم نکردند. یعنی کینه و خشم را در حدی ایجاد نمودند که بتواند تا چند سد سالِ دیگر حکمرانی کند. آنجا نیز دقیقن با همین شیوه ی "تالشستانی ها" آغاز شد. از بد گفتاری و فحاشی آغاز کردند و بعد با خشونت های دیگر ادامه یافت و وقتی خشونت به اوجِ خود رسید، یکدیگر را قتل عام کردند که به فاجعه ای عظیم و فراموش ناشدنی بدل گشت.
همین تحمیق انسان ها و بی خردی، کشور سوریه را چنان به ویرانه بدل ساخت که حالا تصاویرِ آن سر زمین آدمی را به یاد خرابه های جنگ جهانی دوم می اندازد؛ و همه ی این ویرانی ها و بیدادِ باور نکردنی از سوی آمران و عاملان به نام "حق" و "عدالت" و "آزادی" و با منطق حاکم بر بحث های وبلاگ های «تالشستان» صورت گرفته و می گیرد!
این موضوع را دوباره مطرح کردم زیرا پیش از این برای افشا و خنثی کردن آن توطئه ی ضد انسانی و ضد ایرانی وقت و انرژی زیادی نهادم و فکر می کردم گول خوردگان دریافته اند و سازمان دهنده گانِ نابکار نیز پی کار خود رفته اند. ولی اخیرن برای باز سازی آن گروهک ضد میهنی و ضد انسانی، فریبکارانه از چند تالش ساده به عنوان قربانی و برای آزمایشِ دوباره سر بر آوردن سو استفاده کردند و این نشان می دهد که مزدوران ضد ایرانی در منطقه همچنان فعال اند، و گاهی که شرایط را توفانی می بینند سر در لاک فرو می کنند تا دیرتر بر آوَرَند.
تو هرچقدر که "زرنگ" و پلید باشی یک جا خود را لو می دهی. این جریان ناپاک ضد تالشی، ضد ایرانی و ضد انسانی تلاش زیادی کرده که نشریات منطقه را نیز از آنِ خود سازد؛ که این بحثی دیگر است و جای خود دارد. فقط کوتاه باید بگویم: به همین دلیل در نشریات منطقه عمومن از غارت و نابودی منطقه و قانون شکنی های خشن خبری نیست؛ ولی بعضی ها هر حرف بیهوده ای که دلشان خواست آنجا منتشر می کنند، در حالی که تهی از آزادگی اند و بیزار از عدالتخواهی. مثال: غارتگرانِ میهن، جنگل شاندرمین را به شکلی غیر تخصصی و بسیار بیرحم در مدتی کوتاه ویران نمودند؛ ولی در ویژه نامه هایی که پس انداخته می شود، حتی یک بار از آن جنایت بی سابقه نوشته نشد. زمین خواری، کوه خواری، غارت و ویرانگری بی سابقه ی جنگل های سه استان شمالی نمونه هایی از آن خرابکاری هاست که گاه فقط کاریکاتوری از آن در نشریات، وبلاگ ها و سایت ها دیده می شود گولزَنَک؛ و بسیار گاه در ویژه نامه هایی که پس می اندازند، اثری از این جنایات و ویرانگری های ضد میهنی نیست. «همه چیز اینجا در امن و امان است!»
راستی، چرا اینگونه است؟
برای اینکه قانون شکنان، دزدان و ویژه خورانِ غارتگر و رشوه خواران و سهم بَران از غارت، این "باور" را در مردم ایجاد کرده اند که: "ما چنان مسلط بر همه چیز هستیم که نفس کِش می طلبیم؛ پس حواستان جمع باشد؛ ما با کسی شوخی نداریم؛ با چکمه ی گِل آلودِ وجدانِ خود براحتی و با جرأتِ تمام روی دفتر قانون راه می رویم و کسی را توان مقابله با ما نیست؛ زیرا ما بالاتر از قانونیم!
مسئولینی که گویا از تهران گروهی را برای بر رسی جنایت "حیران خواری" فرستاده اید! باید بدانید که در هیچ منطقه ای غارت و دزدی کلان و گسترده صورت نمی پذیرد، مگر شرایط را برایشان آماده سازند.
شرایط را چه کسی آماده می سازد؟
طبیعی است که بعضی مُزَوِّران "زرنگِ" دارنده ی قدرت و ثروت چنین امکاناتی را دارا هستند.
پس در این سر و صدا ها، خود را نیز باید در آیینه ی حقیقت دید و با وجدان و دلیری به خود گفت: «چه کردیم که نتیجه این شده!؟»
و مولوی بزرگ در بابِ حاصلِ کارِ آدمی چه زیبا گفته:
«این جهان کوه است و فعلِ ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا»
در ضمن همه چیز را به گذشتگان نسبت دادن و خود را "رها" ساختن ره یابی و مشکل گشایی نیست؛ خود و دیگران را گول زدن است؛ زیرا خلافکاری ها و قانون شکنی های بسیار خشن همینک دارد به شدت ادامه می یابد. هنوز دست از سر جنگلِ مظلوم و نیمه ویران سه استان شمالی بر نداشته اند. هنوز و همچنان دریا ها و رود ها هر روز آلوده تر می شوند. هنوز گاه هزاران ماهی مسموم و تلف شده به ساحل ریخته می شود؛ و ... پس اگر براستی در پی حقیقت جویی هستید و می خواهید بدانید و ره بیابید، باید بدانید که: این موضوع هم مربوط به گذشته است و هم حال. نمونه های فراوانی وجود دارد که نشان می دهد در حال حاضر، همین حالا، قوانین به خشن ترین اَشکالِ ممکن زیر پا نهاده می شود.
بترسید که حکم تاریخ بس بیرحم است؛ و اگر نظر ما خلاف حقیقت امری باشد، جز خواری و گردن شکستگی ببار نیاوَرَد.
«من آنچه شرط بلاغست با تو میگویم
تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال
...
چنان به لطف همی پَروَرَد که مروارید
دگر به قهر چنان خرد میکند که سفال»
(از قصیده ی مشهور و پند آموزِ سعدی بزرگ)
گزارش «شرق» را برای حفظ بیطرفی به مطلب وبلاگ اضافه کردم تا اگر نماینده ی اردبیل نیز حقی دارد زیر پا نیفتد - چون من از نماینده ی آستارا در متن خود نام برده ام؛ پس بگذار سخن آقای پیر موذن نیز شنیده شود. ایشان حرف زیبا و پر مغزی نیز زده که ما متأسفانه از نمایندگان منطقه ی خود هرگز نشنیدیم: «موضوعی که در این بین مطرح است، تاراج جنگلهای کشور است»
زنده و پیوسته بر قرار باد عدالت!
عدالتی که دست و پای بسته،
زار و گریان به پستو نشسته!
«شرق»: «جدال نمایندگان اردبیل و آستارا بر سر ماجرای زمینخواری در گردنه حیران ادامه دارد. درحالیکه هیچیک از این دو نماینده نمیگویند که چرا درباره این زمینخواری بزرگ در سالهای گذشته سکوت کرده بودند و حالا لب به افشای آن گشودهاند، روز گذشته کمالالدین پیرموذن، نماینده اردبیل، با توزیع برگههایی میان خبرنگاران پارلمانی، فهرست افراد ذینفع در پرونده زمینخواری و شرح آنها را که در نامهای خطاب به جهانگیری نوشته بود، منتشر کرد؛ فهرستی که از نام فرزند صفر نعیمیرز، نماینده آستارا تا برخی از نزدیکان او در آن وجود داشت.
نعیمیرز: نماینده سابق آستارا در زمینخواری نقش داشته
نعیمیرز هم در واکنش به انتشار این مطالب، با بیان اینکه زمینخواریهای گردنه حیران در دولت قبل اتفاق افتاده و در این دولت کشف شده و اکنون نیز این پرونده در اختیار ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی است، گفت: «از سال ٨٢ تا سال ٨٦، نماینده آستارا بخشی از زمین را در حیران به عناوین مختلف که من نمیگویم با مدرک یا بدون مدرک این کار را انجام داد، اما بههرنوع در حیران زمینی را برای خودش در اختیار گرفت. این کار باعث شد که پای افراد دیگری به میان کشیده شود و در این آمدورفت، هم آن نماینده ذینفع بود و هم افرادی که از گوشهوکنار بهواسطه ی این نماینده ورود کرده بودند». او که انگشت اتهام را به سمت نماینده سابق حوزه انتخابیه ی خود گرفته بود، در ادامه به خبرگزاری آنا گفت: «مسئولان وقت شهرستان در سال ٨٦ در این قضیه دخیل هستند. مسئولان شهرستان در زمینخواری با مسئولان استان مجاور همراهی و همکاری کردند. این افراد برای آنکه در آینده مشکلی برایشان ایجاد نشود و در انتخابات ردصلاحیت نشوند، سند املاک را به نام همسر، فرزندان و اقوام درجهیک خود خریداری کردند». نعیمی افزود: «نماینده وقت این شهر و مسئولان مربوطه به این زمینها چنگ انداختند و اولین کارشان این بود که یک کارخانهدار کرجی را وادار کردند که کارخانه خود را بفروشد و به بهانه احداث تلهکابین، زمین تصاحب کند. این فرد را آوردند و با هماهنگیهایی که صورت دادند، به گفته ی آن شخص، هفت هکتار زمین بدون مجوز در گردنه ی حیران صاحب شد؛ اما چندبرابر آن را در اختیار دارند و در این زمینها تلهکابین، کارتینگ، پیست و هتلهای مختلف احداث کردند». نماینده آستارا در پاسخ به این سوال که «چرا پیش از این درباره زمینخواریهای گردنه ی حیران موضوع به این شکل مطرح نبود؟»، گفت: «پیش از این هم درباره تخلفات در گردنه ی حیران حرفهایی زده میشد و زمانیکه صدای مردم بلند میشد، نمایندگان وقت برای حفظ حرمت خودشان که در این زمینخواریها دخیل بودند، مردم را از طریق مراجع نظامی و انتظامی میگرفتند و تهدید میکردند که اگر سکوت نکنند و بعد از این بخواهند اعتراض کنند، با آنها برخورد میشود». او در ادامه توضیحات خود، پای برادر پیرموذن را هم به میان کشیده و گفته:«برادر آقای پیرموذن در این منطقه ویلاسازی کرده است. آقای پیرموذن گفت که این موضوع صحت ندارد اما مدارک را به وی نشان دادم که بنیاد مسکن اعلام کرده که برادر ایشان خارج از محدوده طرح هادی مسکنسازی کرده است و نمیتواند سند بگیرد. بحث من این نیست که خانواده یک نماینده تخلف کردند، چون آنها که به زور زمین را تصاحب نکردند؛ آنها زمین را خریدند؛ بنده میگویم با آن سازمان و نهادی که این زمینها را فروخته است باید برخورد شود؛ اینها افرادی هستند که با نفوذ در بخشداریها، فرمانداری و استانداری زمینخواری میکنند».
پیرموذن: درباره نعیمیرز و اطرافیانش مدارکی دارم
اما در سوی دیگرِ این افشاگریهای متقابل، کمالالدین پیرموذن، نماینده اردبیل هم روز گذشته درباره اتهامی که نعیمیرز درباره برادرش مطرح کرده، گفت:«برخی میخواهند موضوع زمینخواری را به اختلافات بینشهری اردبیل و آستارا تبدیل کنند تا عمق ماجرای غارت بیتالمال پوشیده شود. من به آقای نعیمی میگویم هر سند و مدرکی که در دست دارد، منتشر کند؛ بنده هم مدارکی درباره آقای نعیمی و اطرافیانش دارم ». او ادامه داد: «تنها موردی که مربوط به ما میشود در مورد برادر کوچک من است که تنها یک ویلا بهصورت قانونی در این منطقه خریداری کرده بود که آن را هم واگذار کرد».
نماینده اردبیل با بیان اینکه «موضوعی که در این بین مطرح است، تاراج جنگلهای کشور است»، افزود:«بنده سه بار به آقای اسماعیلنیا بهعنوان رییس کمیته تحقیق و تفحص از امور جنگلها نامه نوشتم و بهطور جدی پیگیر ماجرا بودم؛ اما برخی دست پیش گرفتند تا پس نیفتند و فرار رو به جلو کردند. حتی با آقای جهانگیری به عنوان معاون اول رییسجمهوری و رییس ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی نیز موضوع را مطرح کردم و ایشان گروهی را به استان اردبیل فرستاد و در جریان ماجرا قرار گرفت. ما مدارک زمینخواریها را به جهانگیری و کاظم پالیزدار، مسئول دبیرخانه ستاد هماهنگی مبارزه با مفاسد اقتصادی ارائه کردیم و در موضوع این تخلفات کاری به اشخاص نداشتیم، اما کسانیکه پایشان در میان است، میخواهند موضوع زمینخواری را به اختلافات بینشهری اردبیل و آستارا تبدیل کنند تا عمق ماجرای غارت بیتالمال تحتالشعاع قرار گیرد.»
و این هم عکس گریه آورِ یک ایرانی دلسوزِ میهن(کیانوش جهانبخش):

















