وَشتَنِ واژه ها

مقاله، خبر، تحلیل، نقد و نکته

مَردَک بی سر است!


در این چند روز
جهان
با نصفِ جهان
گریست.
صورت ات را می بینم
صورت ام می سوزد
و می دوزد اندوه ترا
بر چشمان من:
زنی با چشمان غزالی و درشت
لحظاتی دیگر
چهره اش پاییزِ پَرپَر است
در کار، دست مردَکی گَر است
یک بچه ی الاغ،
یک کره خر است
نه نه، الاغ جان مرا ببخش
یک بچه انتر است
انتر عزیز
تو نیز مرا ببخش
مَردَک بی سر است!


+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۳ساعت 3:54  توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر  | 

«دروغ به راه می افتد ولی به منزل نمی رسد.»(ضرب المثل)

سلام دوستان

حال که واژه ی «دروغ» را شکافتم، خوب است که مطلبی نیز در باب این مقوله نوشته شود؛ زیرا این یک موضوع همه انسانی یعنی جهانی است و می ارزد که در باره اش روشنگری بیشتری صورت پذیرد.

دروغگو کیست و چه می خواهد؟

 
دروغگو آن کس است که کژی پیشه کرده و تیرگی به اندیشه، پس فکر می کند توان این دارد که وجدان بشری را در خود بکشد! در حالی که او چنین توانی ندارد، زیرا همه ی انسان ها دارای وجدان هستند و فقط گاه وجدان خفته، انسان غافل شده را گول می زند؛ در حالی که تاریخ عکس آن را همیشه به اثبات رسانده. این قانونمندی، حتی شامل مردگان نیز می شود. یعنی اگر او در زمان زنده بودن با بیداری وجدان به خود نیاید، حتی اگر دروغگویی "بزرگ" و "موفق" بوده و در سایه ی سیاه دروغ به نان و نوایی رسیده نیز از خدنگ بانوی عدالت در تاریخ توان گریختن ندارد. زیرا یا تا زمانی که زنده است وجدان اش بیدار شده و همه روزِ او را شب می سازد؛ و یا دیرتر وقتی همه چیز روشن می گردد، نام چنان موجودی با ننگ و نفرین جهانیان همراه می شود.

دروغگویان را به دسته های مختلف می توان تقسیم کرد که عوامل مختلفی می تواند باعث دروغگویی شان شود. مثل دستوربگیری، منافع شخصی، بیماری حسادت، خشم و کینه ورزی و ... من در این نوشته دروغگویان را به سه دسته ی اصلی تقسیم می کنم.

1 - دروغ گویی برای منافع شخصی*

2 - دروغ گویی برای ارضای درون بیمار که گاه چنان است که حتی به نزدیک ترین یاران و دوستان خود می تواند با خشم تمام حسودی و کینه ورزی و خیانت کند، چه رسد به دیگران.**

3 - دروغگو دارای هدف است تا با گفتن دروغ آن را به کرسی زمانه بنشانَد برای گول زدن مردم ساده؛ به چه قیمتی، دیگر مهم نیست؛ زیرا برای رسیدن به آنچه در نظر دارد، جوالدوزی را که به دیگری می زند، دیگر چشم خرد او را نیز کور کرده؛ زیرا، می زند به این سو و آنسو و بر  خود نیز.***

*دروغگویی برای منافع شخصی برای بسیارانی مشخص است و حتی احتیاجی به آوردن مثال نیست. دروغ به زندگی این دسته از مردم چنان آغشته می گردد که دیگر بخشی از زندگی شان می شود. مغازه داری را می شناختم از این دست؛ روزی به مغازه اش رفتم و قیمت یک جنسی را پرسیدم، قبل از اینکه قیمت را بگوید گفت به خدا قسم ... با خنده حرفش را قطع کردم و گفتم: «من که نگفته ام گران می فروشی، فقط قیمت را پرسیدم!» که سرخ شد و خندید، هنوز صورت سرخ خنده دار اش را به یاد دارم.*

* صورت خنده دار - صورت دارای خنده، صورتی که بر آن خنده نشسته سرخ و دیدنی.

 

**ولی آنجا که دروغگویی برای ارضای درون حسود و بیمار است، مسئله خیلی پیچیده تر از اینهاست. و مبارزه با آن گاه هم دارو درمانی لازم دارد و هم سخن درمانی و مکان درمانی. به همین خاطر وقتی من می بینم کسی که مشکل درونی دارد و دچار خشم و حسادت و حقارت است، قبل از اینکه از نابکاری و دروغ او برنجم، دلم برایش می سوزد، زیرا هرچه باشد او انسان است1 و انسان دارای کرامت ویژه ای می باشد و حق نیست که اسیر پلیدی های درون گشته هرچه خواست بگوید و یا بدتر از آن، بنویسد. چنان انسانی سخت گرفتار درون آزار دیده ی خود در زمان خرد سالی است. او زخمی کودکی و نوجوانی خود می باشد که با دشنه های بزرگ سالی آن زخم ها هرچه بیشتر مزمن و دردناکتر شده. همه ی ما از کوره ی رنج زندگی کماکان گذشته ایم و خاطرات حنظلی در خودآگاه و ناخودآگاه ما نشسته سگی می کند گرگانه، بسیار درنده؛ اما همه ی انسان ها توان اینکه برای خود رنج دیروز را توضیح دهند را ندارند؛ یعنی واقع بین نیستند. پس بجای پناه بردن به منطق انسانی، چنان اسیر دیروز خود می شوند که آن دیروز سیاه و یا لکه دار، تمامی امروزشان را به راحتی می بلعد. و جالب است بدانیم که اغلبِ از این دست آدم ها همیشه مدعی اند و دارای حق مطلق! بسیار آسان قضاوت می کنند و براحتی یورش می برند!

در حالی که این کار نوعی فرافکنی ست؛ فرار به جلو را می مانَد.

آیا آنها می دانند که ناحق اند و دروغ می گویند؟

می دانند و نمی دانند. می دانند زیرا حسادت و حقارتِ وجود خود را نسبتن می شناسند؛ نمی دانند زیرا بخش عمده ای از تصمیمات ما به وسیله ی عقل و منطق خردگرا گرفته نمی شود؛ بلکه سگ کودکی - کودک درون - که متأسفانه اندوهبار ترین و خشمناک ترین خاطرات را ثبت کرده، بی خبر با تلنگری از اعماق به سطح می آید و گاه حتی فاجعه می آفریند. حتمن در گزارشاتی که در باب تبهکاران نوشته می شود به این نکته برخورده اید که شخص بزهکار با قَسَم و گریه می گوید: «من قصد آدم کشی نداشتم، نمی دانم چه شد و آن لحظه بر من چه گذشت.» البته و سد البته او می تواند شارلاتان باشد و فیلم بازی کند؛ ولی موارد بسیاری نیز وجود دارد که او راست می گوید، زیرا خشمی را که سگِ نشسته در ناخود آگاه با تلنگری بیرونی ایجاد می نماید و از اعماق به سطح می آوَرَد، و ما بی خبر از نقش تشدید کننده ی آن خاطره و یا خاطرات، برده وار عمل می کنیم، بسیار شدید است. یعنی اگر خشم معمولی در یک انسانی در لحظه ی عصبانیت یک باشد، خشم انسان زخمی و دارای سگ درنده ی درون بسیار بار بیشتر، دَه است. این است که برای چنین کسانی باید دل سوزاند. البته این دلسوزی بدان مفهوم نیست که آنها را نباید مجازات کرد و باید به حال خود رهایشان ساخت تا هر کار که خواستند بکنند؛ بلکه این دلسوزی برای آن است که انسانی توانسته به حضیضِ وجود تا آن حد سقوط کند که در روز روشن برای ارضای درون بیمار هرچه خواست می گوید و می نویسد! پس اگر در توان ما باشد، وظیفه داریم که به او کمک کنیم تا به انسانیت بر گردد و عظمت کرامت انسانی را آنطور که باید دریابد ژَرف. و این می تواند از احترام - احترام راستکی - به دیگران و خود آغاز شود.


*** ولی در حالت سوم انسان دروغگو دارای ارباب، برنامه و همکاران خود می باشد؛ یعنی دروغ فقط از روی بیماری گره مندی(عقده)، خشم و حسادت و یا برای منافع شخصی نیست، بلکه همراه توطئه است که با خرج پول های هنگفت و سازماندهی صورت می پذیرد؛ و بسیار گاه در خونسردی کامل ساخته و پرداخته می شود؛ و چون فعلن "موفق" شده روی وجدان خود پا بگذارد، و دیوار ارباب - تکیه گاه - را نیز پشت سر دارد، به "زرنگ بازی" خود دلداده می شود؛ بی آنکه بداند کار جهان قانونمند است، و افشاگر هر ناجوانِ پست. این سخن من بیان یک احساس شاعرانه نیست، شما به تمامی متجاوزین، زورگویان و دروغگویان جهان بنگرید و ببینید کدامشان حتی بعد از مرگ توانسته از دست عدالت تاریخ بگریزد. باری، این دسته از دروغگویان گذشته از ویژگی های شخصی و تمایل برای انجام نابکاری ها، اغلب ارباب دارند، مواجب بگیر، ضد انسان، خود فروش و وطن فروشند. چنانکه بارها در خارج از میهن کتبن اعلام کرده ام، باز تکرار می کنم: آماده ام در یک جلسه ی عمومی و یا دادگاه عمومی که ورود همگان در آن آزاد باشد، این نابکاران و وطن فروشان که ماسکی به ظاهر آزادی خواهانه دارند ولی در اصل دشمنان قسم خورده ی آزادی و عدالت اند را با فاکت های استوار افشا نمایم، «تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد»؛ بَر و بوم و سر و جان اش همه آتش باشد! این افراد دروغگوی مواجب بگیرِ وطن فروشِ دارای ارباب، اغلب برای پخش دروغ و عادی جلوه دادن آن از دروغگویانِ دیگری کمک می گیرند. از انشا نویسی در مورد موضوعی جدی که باید برایش فاکت های محکم آورد بیزارم؛ چنانکه بار ها در خارج از کشور اعلام کرده ام، اینک باز تکرار می کنم: در همین شهر کلن آلمان جلسه ای عمومی بگذارند تا خاشاکِ وطن فروشان و لمپنیزم را از مروارید انسان دوستان و میهن دوستان براستی آزادی خواه و عدالتخواه الک زنان جدا سازم - داسنان «ریگ ها و الماس ها».

اینجا سخن از فاکت های استوار در میان است، یعنی محل چانه زدن و تهمت زدن نیست؛ پس «این گوی و این میدان.»

و جالب است این نکته را نیز بدانیم که تمامی ویژگی های دروغگویان بیشرم با ویژگی تکفیری ها همخوانی کامل دارد. یعنی دروغگوی شانتاژچی، دقیق از شیوه های تکفیری برای بستن دهان انسان های شریف و از جمله میهن دوستان استفاده می کند و بیشرمانه ترین دروغ ها را می بافد و با کمک مواجب بگیران ضد میهنی دیگر - همکاران - پخش می نماید. و این همسویی دروغگو و تکفیری عجیب نیست، زیرا دلایل علمی دارد که خود مقوله ای دیگر است و نوشتن مقاله ای دیگر را می طلبد.

 

زیرنویس 1 - من وقتی از انسان و انسانیت سخن می گویم، به انسانی که در هزاره های دور، وحشی و بی قانون زندگی می کرد نظر ندارم؛ گرچه در همان دوران نیز گاه افراد بزرگ و تاریخ سازی زندگی می کردند، ولی این بزرگی در جامعه ی بشری عمومیت نداشت، و به همین خاطر بسیار راحت انسان ها همدیگر را می دریدند. فاشیسمِ کهن که هنوز اثراتش را می بینیم، حاصل آن دوران هاست. پس من به انسان دوران ما که بعد از جنگ جهانی اول جامعه اش شکل گرفته و قوانین و آداب جدیدی را پذیرفته نظر دارم. انسان همین دوره است که بسیاری از مسایل جهان را به چالش کشید و روی اجرای قانون - گرچه همچنان گاه و بسیار گاه نقض می شود - پافشاری کرد و می کند. این انسان نه فقط دیگر انسانی که در هَزاره های دور می زیست نیست، بلکه جامعه اش حتی با او که در قبل از جنگ جهانی اول می زیسته، فرق اساسی دارد. این انسان به آزادی و عدالت توجه ویژه دارد؛ و هم قانون پذیر است. و بعد از ایجاد جامعه ی همین انسان است که بسیاری از وحشی گری ها رسمن ممنوع اعلام می گردد؛ مثل جنایتِ آدم کشی در دوئِل که در اروپای شرق و غرب جان هزاران هزار را گرفت.
به همین خاطر من با اصطلاح «انسان دو قرن ما»، او را جدا می سازم. طبیعی است که عوامل گوناگونی در ایجاد چنین جامعه ی نوینی نقش داشتند که به نظر من انقلاب اکتبر 1917 روسیه نقش اصلی را در این تحول جهانی بازی کرد؛ زیرا انقلاب اکتبر نه فقط جامعه ی روسیه بلکه کل جهان را لرزاند و به جنب و جوش انداخت. ایجاد احزاب سوسیال دمکرات در سطحی بسیار وسیع در غرب، و ایجاد جامعه هایی مانند کشور های سکاندیناوی و ... حاصل آن زمین لرزه ی تاریخی اند. و در این باب فراوان می توان نوشت که در این اندک و بیش نگنجد.*

زیر نویس 2 - نوشتم: «در همین شهر کلن آلمان جلسه ای عمومی بگذارند و ...»؛ باید اضافه کنم که برای من فرقی ندارد که مکان جلسه کجا باشد، آماده ام در هرجای جهان از جمله در داخل میهن خود در چنان جلسه ای تاریخی شرکت جویم. علت انتخاب شهر کلن بخاطر این بود که من یکی از فقیرترین ایرانیان خارج از کشورم چنان، که حتی امکان مسافرت به شهر های دور دست همین کشور را نیز ندارم. بماند که چرا با دنیایی از انرژی مثبت، امید و شور و شعر و عشق به انسان و طبیعت و زندگی چنین فقر زده ام، که داستان دیگری دارد؛ و این در حالی است که  بطور رسمی به این کشور دعوت شده ام.

و همینجا از همه ی اندیشمندانِ دلسوز ایران زمین در داخل و خارج که توان تشکیل چنین جلسه ای را دارند خواهشمندم برای ایجاد آن تلاش نمایند تا همه بدانند که چرا بعضی اراذل قلم آلوده هر از گاهی برای بیشتر چرب کردن لقمه ی خود به من که در درون آتش زمانه به جایی رسیده ام که اگر حتی یک میلیارد بدهند مورچه ای را نمی کشم، حمله ور می شوند. من آماده ام، آماده ام چو ابراهیم به روز آتش، «تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد!»

* اینها را من نباید توضیح دهم؛ ولی چون بعضی از دوستان برداشت خود را از جملات دیگران دارند که گاه نادرست است، مجبور به این نوع توضیحات می گردم. سخن گفتن از احزاب سوسیال دمکرات و یا جامعه ی سکاندیناوی(اسکاندیناوی) دلیل بر این نیست که آن ها هدفِ نهایی قلمزنِ این سطور اند؛ بلکه فاکت هایی تاریخی اند که در ارتباط با عواملی دیگر ایجاد گشته اند. چنانکه سیستمِ جوامع سکاندیناوی یک بدل است، که خوشبختانه بدلِ نسبتن خوبی از آب در آمده. یعنی اگر در 1917 جهان نمی لرزید، بی هیچ تردیدی ما اینک جامعه ی اسکاندیناوی امروز را نداشتیم.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۳ساعت 15:18  توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر  | 

بدون شرح

 

بخش اول گفتگوی اختصاصی نفتنا با امیرعباس سلطانی:

به گردن کلفت های باند بابک زنجانی رسیده ایم/ مرتب تهدید می شویم

بخش اول گفتگوی اختصاصی نفتنا با امیرعباس سلطانی:

به گردن کلفت های باند بابک زنجانی رسیده ایم/ مرتب تهدید می شویم

پیامک های آنها همچنان در گوشی من موجود است. بسیار مصر بودند که مسائل را بدون رسیدگی قضایی حل کنند. پیشنهاد مالی هم مطرح می شد اما نه به صراحت. به هرحال به دنبال این بودند که این قضیه حل و فصل شود و پیشنهاد های مختلفی می دادند.

 

 

نفتنا - مریم یوسفی: سرنوشت طلب وزارت نفت از بابک زنجانی هنوز مشخص نشده است. مانند سرنوشت خود بدهکار. 9 ماه از بازداشت میلیاردر موبور می گذرد و هر روز ورقی تازه از پرونده قطور بابک زنجانی رو می شود.


بابک زنجانی از دی ماه سال گذشته در بازداشت است.  هر روز یکی از جنبه های پنهان پرونده بابک زنجانی آشکار می شود؛ حاشیه هایی پنهان که گویا مهم تر از اصل اتهام است. اتهامی که باعث شده بابک زنجانی نه ماه مهمان اوین یا جای دیگر باشد.


اتهامش بدهی به وزارت نفت، رشوه و جعل سند و شناسامه است. هر چند هنوز کیفرخواست وی صادر نشده تا ببینیم که اخلال در نظام اقتصادی هم به اتهامات او اضافه می شود یا نه. اما بابک زنجانی فکر همه چیز را کرده است. در زندان یا جای دیگری است اما در عین حال به تمام کارهایش رسیدگی می کند. از کارهای تجاری در ترکیه تا به روز کردن صفحه فیس بوکش. گویا رابطان وفادار زنجانی همچنان به او خدمت می کنند و برخی فعالیت های اقتصادی او در ترکیه که بیشترین سرمایه زنجانی در این کشور است را انجام می دهند. افرادی مانند رضا ضراب تاجر ایرانی الاصلی که در ترکیه زندگی می کند. او سال گذشته مدتی را به دلیل پولشویی بازداشت اما مدتی بعد آزاد شد.


بابک زنجانی بدون شک جنجالی ترین مرد میلیاردی ایران است که پرونده فساد اقتصادی اش کماکان رتبه اول را به خود اختصاص داده است. پرونده ای که با گذشت زمان اسامی مدیران زیادی را در همه حوزه ها به خصوص حوزه سیاسی به خود دیده است. پرونده ای که به گفته بیژن زنگنه نمی تواند کار یک شخص باشد و احتمالا افراد دیگری هم در این کار دخیل بوده اند.


درباره پرونده بابک زنجانی با امیرعباس سلطانی عضو کمیته تحقیق و تفحص از بدهی بابک زنجانی گفت و گویی انجام دادیم که متن آن پیش روی شما است. سلطانی به نفتنا گفت که زنجانی و تیم او به دنبال کودتای سیاسی و اقتصادی در ایران بوده اند و حالا در بررسی این پرونده به اسامی گردن کلفتی رسیده اند و به زودی نام 15 نفر از همکاران زنجانی افشا خواهد شد. بخش اول گفتگوی نفتنا با امیرعباس سلطانی پیش روی شما است.


چه اتفاقی افتاد که در مجلس درباره فردی به نام «بابک زنجانی» حساسیت به وجود آمد؟

 

آغاز بحثها درباره این فرد تقریبا از 15 ماه پیش در مجلس کلید خورد. کمیسیون انرژی مجلس به دلیل ارتباط با مجموعه شرکت نفت و وزارت نفت، اطلاعاتی به دست آورد که فردی به نام بابک زنجانی حدود 13 هزار میلیارد تومان میعات نفتی را تحویل گرفته اما هیچ پولی بابت فروش آن به دولت پرداخت نکرده است.


اما آقایان در وزارت نفت دولت سابق خیلی این قضیه را جدی نگرفتند و این مساله را تکذیب کردند و سعی داشتند اعلام کنند که اتفاقی نیافتاده است و خبر خاصی هم نیست و همه چیز سرجای خودش است. اما با پیگیری اعضای کمیسیون انرژی مجلس ابعاد پنهان این مساله روشن شد.


در نهایت با پیگیری مجلس، مسئولان شرکت نفت و وزارت نفت دولت سابق به کمیسیون انرژی احضار شدند و درباره اقدامات بابک زنجانی توضیحاتی دادند که این توضیحات به هیچ وجه کافی و قانع کننده نبود.


*** زنجانی به قائم مقام بانک مرکزی تاجیکستان 3 میلیون دلار رشوه داد


مسئولان  شرکت نفت در زمان وزارت آقای رستم قاسمی به مجلس احضار شدند؟


بله. چون پدیده بابک زنجانی در این دوره شکل گرفت. به دنبال احضار مدیران وزارت نفت، مسئولان امنیتی بانک مرکزی، سازمان بازرسی و دستگاه های نظارتی برای ارائه توضیحات دعوت شدند اما این توضیحات به هیچ وجه قانع کننده نبود و با اظهارات بابک زنجانی مغایرت بسیار داشت.


حتی ما احساس کردیم مسئولان درصدد نیستند که حقایق را بیان کنند. بانک ها نیز در این زمینه همکاری نمی کردند و واقعیت ها را نمی گفتند. بابک زنجانی در جلسه ای که با کمیسیون انرژی مجلس داشت فیش های واریزی پرداخت پول نفت کشور به بانک مرکزی را به نمایندگان مجلس ارائه داد اما بانک مرکزی هیچ گاه صحت و سقم این فیش ها را تایید یا رد نکرد.


این داستان ادامه داشت تا اینکه بابک زنجانی حواله ای ارائه داد مبنی بر اینکه قائم مقام بانک مرکزی تاجیکستان تایید کرده است که زنجانی این پول را به حساب بانک مرکزی ایران واریز کرده است. اما بانک مرکزی دراین باره واکنش رسمی نشان نداد تا اینکه با بررسی ما نمایندگان مجلس متوجه شدیم بابک زنجانی سه میلیون دلار رشوه به قائم مقام بانک مرکزی تاجیکستان داده تا این سند را جعل کند و زنجانی هم با سند جعلی به مجلس آمده بود و مدعی بود که پول نفت را داده است.


البته زنجانی طی رفت و آمدی که به مجلس داشت هم مدعی بود که من نه تنها بدهکاری به وزارت نفت ندارم بلکه چهار و پنج هزار میلیارد تومان نیز ادعای طلب از دولت داشت.


زنجانی در زمان رفت وآمد به کمیسیون انرژی مجلس، توانست با نمایندگان مجلس ارتباط خاصی بگیرد؟


در رفت وآمد به کمیسیون با بسیاری از نماینده های مجلس ارتباط گرفت اما از خاص بودن آن بی اطلاعم.


کمیسیون انرژی از بابک زنجانی حمایت می کرد؟

 

خیر. کمیسیون حمایتی از زنجانی نمی کرد ولی بعضی از بانک ها و دستگاه های نظارتی خیلی حساسیت به خرج ندادند و به نوعی حمایت آشکار و نه حتی زیرپوستی از زنجانی می کردند.


به هر صورت با توجه به پیگیری هایی که انجام شد و تحقیقاتی که کردیم، متوجه شدیم فردی به نام بابک زنجانی قبل از اینکه به بهانه دور زدن تحریم ها وارد مقوله فروش نفت شود، 15 تخلف مالی داشته و با سه شناسنامه جعلی و سه نام متفاوت کارهای خلاف خود را پیش می برده است.


طی مدتی که کمیسیون درحال بررسی پرونده زنجانی بود، تماسی از طرف اطرافیان او با شما که مسئول این پرونده هم هستید، گرفته نشد؟


خود زنجانی و کسی که خودش را موکل او معرفی می کرد، چندین بار تماس گرفتند و حتی پیامک می دادند و می خواستند با برقراری جلساتی به نوعی پرونده را در کمیسیون ختم به خیر کنند.


***قصد تطمیع نمایندگان را داشتند


وکیل زنجانی از شما چه درخواستی داشت؟


وکیل زنجانی با او به کمیسیون انرژی مجلس رفت و آمد داشت. آنها قصد تطمیع نمایندگان را داشتند، منتها موفق نشدند. در نهایت با جلسه های متعددی که با دستگاه های نظارتی برگزار شد و با ارائه مدارک و مستندات به دستگاه قضایی حکم بازداشت زنجانی صادر شد.

 

همزمان با بازداشت زنجانی حساسیت ها در مجلس نیز کاهش پیدا کرد؟


پیش از بازداشت او کمیته 10 نفره ای تشکیل شد که افرادی چون مسعود میرکاظمی، وزیر سابق نفت هم عضو این کمیته بودند. ولی به تدریج حساسیت ها کمتر شد و تنها من و آقای دهدشتی پی گیر پرونده زنجانی شدیم.


*** تحت فشار هستم


شما در گفت وگویی اعلام کرده بودید که برای رسیدگی به این پرونده تحت فشار قرار دارید و حتی برخی از نماینده ها علاقه ای ندارند که این پرونده به سرانجام برسد.


من نمی توانم بگویم همکارانم در مجلس علاقه ای ندارند که این پرونده به نتیجه برسد شاید به خاطر مشغله کاری پیگیر پرونده بابک زنجانی نیستند. اما من برای رسیدگی به پرونده زنجانی تحت فشار زیادی قرار دارم.


بیشتر توضیح دهید.


اطرافیان و ایادی بابک زنجانی مرتبا و به هر نحوی با من تماس می گرفتند.


هنوزهم تماس می گیرند؟


خیر.


آخرین تماس اطرافیان زنجانی چه زمانی بود؟


تا سه یا چهار ماه پیش مرتبا تماس می گرفتند، اما بیشترین تماس ها تا قبل از بازداشت زنجانی بود.
 
***پیشنهادهای مختلفی برای حل پرونده دادند


خوب اطرافیان بابک زنجانی چه خواسته ای داشتند؟ آیا به شما پیشنهاد مالی برای انصراف از پیگیری پرونده هم داده اند؟


پیامک های آنها همچنان در گوشی من موجود است. بسیار مصر بودند که مسائل را بدون رسیدگی قضایی حل کنند. پیشنهاد مالی هم مطرح می شد اما نه به صراحت. به هرحال به دنبال این بودند که این قضیه حل و فصل شود و پیشنهاد های مختلفی می دادند.


آیا شما پس از بازداشت زنجانی، دیداری با او  در زندان داشته اید؟


خیر، به ملاقات او نرفته ام.


*** یک تیم هستند که بابک زنجانی ویترینشان است/4 وزیر او را تایید کرده بودند


فردی که هیچ تخصصی ندارد و در هیچ نهادی هم پست تخصصی برعهده نداشته، چگونه و با چه پشتوانه ای ده ها میلیارد دلار نفت در اختیارش قرار داده می شود؟


بابک زنجانی کس خاصی نیست و فردی هم نیست که آنقدر عرضه و شم اقتصادی داشته باشد. یک تیم این کار انجام می دهد که ویترینشان بابک زنجانی است.


چه کسانی از زنجانی حمایت می کنند؟


زنجانی در وزارت خانه های دولت قطعا مورد حمایت قرار می گرفته و در هر پست دولتی همراه داشته است. 4 عضو کابینه دولت قبلی؛ آقای حسینی وزیر اقتصاد و دارایی، آقای قاسمی وزیر نفت، آقای مصلحی وزیر اطلاعات و آقای بهمنی رئیس کل بانک مرکزی، زنجانی را تایید کرده اند و با این تاییدها پول در اختیار او گذاشته شده است.


کسی که حداقل  با یک استعلام ساده، مشخص می شده 15 تخلف با عناوین مختلف داشته  چطور مورد حمایت قرار گرفته است؟


شبهات این پرونده بسیار زیاد است و می توان گفت بابک زنجانی از سوی افراد حقیقی و حقوقی مورد حمایت قرار داشته و هنوز هم دارد.


اما آقای قاسمی در جلسه در کمیسیون برنامه وبودجه  مجلس اعلام کردند، فردی به نام بابک زنجانی را نمی شناسند.


خیلی هم خوب بابک زنجانی را می شناسد.


***ایادی زنجانی به شدت فعالند/ اموال زنجانی در ترکیه و فرانسه است


حالا بابک زنجانی در زندان است و برای بازگشت پول ها هم همکاری لازم را نمی کند. فکر نمی کنید این پول در اختیار حامیان زنجانی قرار گرفته باشد و ممکن است زنجانی برای تیمی که از او حمایت می کند تنها یک واسطه باشد؟


زنجانی در داخل و بیرون از زندان عوامل بسیاری دارد و برخی مسائل را هدایت می کند. به طور مثال رضا ضراب، تاجر ایرانی الاصل از ایادی اوست. ضراب در ترکیه اموال و دارایی های زنجانی را هدایت می کند. ضراب در زمان بازداشتش در ترکیه اعتراف کرده بود که زنجانی رئیس اوست.


همان طور که اطلاع دارید بیش از 90 درصد اموال زنجانی در ترکیه است و سایر اموالش در تاجیکستان و فرانسه است. اموال زنجانی در ایران ارزشی ندارد و تنها یک جَوّ روانی در جامعه ایجاد کرده اند که اموال ایران او به تنهایی برای بدهکاری اش کافی است. حتی یک چهارم اموالش هم در ایران نیست.


هر روز هم برای تغییر مسیر پرونده یک بازی در می آورند؛ یک روز اعلام می شود که فردی پیدا شده که قصد دارد تمام بدهی اش را بدهد و روز دیگر خبر از مزایده اموالش در ترکیه می رسد. در حالی که تمامی این خبرها کذب است و توسط اطرافیان زنجانی مطرح می شود.


*** زنجانی در بازجویی ها جدی نیست/ او تخلفات مالی دیگری هم دارد


اکنون نیز با 13 هزار میلیاردی که خورده چندین برابر این پول سود کسب کرده و با جار و جنجال همه را به بازی گرفته است. او خیلی هم در بازجویی ها جدی نیست و همکاری نمی کند به همین دلیل از قوه قضاییه گله داریم چرا با زنجانی برخورد جدی صورت نمی گیرد. مساله پرونده زنجانی تنها بدهکاری اش به وزارت نفت نیست بلکه در پرونده تامین اجتماعی و ده ها تخلف دیگر پایش گیر است.


به همین دلیل نوع برخورد قوه قضاییه با این پرونده برای ما جای سوال دارد. فقط هر چند وقت یک بارآقای اژه ای سخنگوی قوه قضاییه در نشست های خبری خود خبر از بازداشت چند تن از همکاران او می دهد و همه اقدامات در همین حد خلاصه می شود.


آیا قوه قضاییه بررسی هایی از فیلم هایی که از زنجانی در فضای مجازی منتشر شده، صورت داده است؟ در این فیلم ها به نام برخی از همکاران زنجانی اشاره شده است؟


اسم های زیادی مطرح است اما باید صبر کنید تا همه زوایای پرونده روشن شود. [...]


می توان برداشت کرد که برخورد با زنجانی جدی نیست؟


می شود چنین برداشتی هم داشت.


از زمانی که فیلم بابک زنجانی درباره همکاری با برخی نهادها منتشر شد، بیشتر چه  موضوعی مورد توجه قرار گرفت؟


خبرهای تایید نشده و غیرمستندی در این ارتباط منتشر شد مبنی اینکه شخصی معروف به رعیت تحت تاثیر برخی عوامل بوده است اما این اظهارات مستند و ثابت شده نیست.


شاید در حال حاضرنزدیک به 200 خبر در ارتباط با پرونده بابک زنجانی در اختیار داریم اما هنوز سندی برای اثبات این خبرها پیدا نشده است ولی مساله ای که نباید از آن غافل شد غفلت دستگاه های نظارتی است و ما از عملکرد آنها گله داریم.


چرا مسئولان دستگاه های نظارتی را برای پاسخ به سوال در این ارتباط به مجلس احضار نشده اند؟ به طور مثال وزرای دولت قبلی مورد سوال قرار گرفته اند یا نه؟ در فیلم منتشر شده از مرتضوی در مجلس به صراحت نام معاون اقتصادی یکی از وزارت خانه های مهم  برده می شود. آقای مرتضوی از زنجانی سوال می کند که آیا آقای [...] معاون اقتصادی [...] را دیده اید و زنجانی هم تایید می کند بله با ایشان دیدار داشته و تایید  شده 700 میلیون یورو پول به او داده می شود. این نکته برای طرح سوال و رسیدگی به سایر ابعاد پرونده مناسب نیست؟


شاید این کار را انجام داده ایم اما  نتیجه ای که به دنبالش بوده ایم را نگرفته ایم. ما در ارتباط با پرونده زنجانی تقریبا اقدام های زیادی انجام داده ایم.


*** نمی توانم اظهارات وزیر اطلاعات را رسانه ای کنم


وزیر اطلاعت فعلی در این ارتباط چه توضیحاتی داده است؟


توضیح داده اما من نمی توانم تا رسیدن به مرحله مورد نظر اظهارات وزیر اطلاعات را رسانه ای کنم.


سوال رسمی از وزیر اطلاعات در مجلس علنی پرسیده شده یا جلسه محرمانه بوده است؟


اعضای کمیسیون انرژی جلسه ای را با وزیر اطلاعات برگزار کردند که محرمانه بود و آقای علوی به آن چیزی که ما نیاز داشتیم پاسخ داد و از آنجایی که این مشکل در دولت قبل انجام شده نیاز به بررسی بیشتری دارد.


***وزارت اطلاعات همکاری خوبی دارد


آیا شما احساس کردید که وزارت اطلاعات در پرونده بابک زنجانی همکاری لازم را دارد؟


روند دولت فعلی بر این اساس است که قصد پیگیری جدی بابک زنجانی و محکومیت او را دارند و همکاری مناسب صورت می گیرد.


در تمام وزارتخانه های که در گذشته به نوعی با زنجانی در ارتباط بوده اند این اراده وجود دارد؟


من فکر می کنم فقط این اراده تنها در وزارت نفت آن هم شخص وزیر وجود دارد. از بقیه دودی بلند نمی شود.


***فقط زنگنه به صورت جدی پیگیر پرونده است


فقط آقای زنگنه؟


بله فقط این اراده در وزیر نفت دیده می شود.


یعنی معاونین آقای زنگنه به دنبال محکومیت زنجانی نیستند؟


من نمی توانم نام ببرم باید کلی گویی کنم به هرحال زنجانی از طرف برخی معاونان وزیر نفت حمایت می شود.


***برخی معاونین وزارت نفت جدی نیستند


آقای هندی که مسئول پرونده بابک زنجانی است، در این ارتباط فعال نیست؟


خیر فعال نیست. در این پرونده خیلی موارد وجود دارد اما اراده جدی برای رسیدگی به آنها نیست.


منظور شما از جدی نبودن، چیست؟


یعنی اراده کامل در آقایان برای رسیدگی به پرونده زنجانی وجود ندارد.


***80 درصد اطلاعات پرونده را بروز نداده ایم/زنجانی مهم نیست، تیم زنجانی مهم است


فکر نمی کنید اگر وزارایی که با بابک زنجانی در ارتباط بودند به مجلس دعوت شوند وآن جلسه محرمانه نباشد، خیلی از مسائل راحت تر حل می شود؟


مسیری که ما در این ارتباط طی می کنیم بر اساس راهکارهای تعیین شده است. موانع بر سر راه ما زیاد است و در کار ما مشکل تراشی هم می کنند اما ما خیلی مطمئنیم و مسیری را که مشخص کرده ایم پیش خواهیم رفت. اگر بخواهیم نگاه احساسی به این مساله داشته باشیم سرنخ ها گم می شود و هیچ گاه هم به نتیجه نخواهیم رسید.


ما برای نتیجه گرفتن و محکومیت زنجانی برنامه مشخص داریم. پرونده را فازبندی کرده ایم و طبق آن پیش می رویم. به روی خودمان نمی آوریم که چه اطلاعاتی داریم. 80 درصد اطلاعات را بروز نمی دهیم . شاید بروز اطلاعات برای شما جالب باشد اما افشای آن به ضرر ما است. سعی می کنیم طوری رفتار کنیم و این پرونده را به گونه ای مدیریت کنیم که در نهایت بابک زنجانی محکوم شود و نام کسانی که از زنجانی حمایت می کنند، افشا شود. زنجانی کس خاصی نیست ما در اصل به دنبال تیم زنجانی هستیم.


اگر تیمی که از زنجانی حمایت می کنند، شناسایی نشود و نام آنها برای مردم گفته نشود، باز 10 زنجانی دیگر در کشور تولید می کنند. شاید تیمی که اکنون این مساله را مدیریت می کند حتی به دنبال این باشد زنجانی محاکمه شود و این خواسته آنهاست تا راحت تر اقدامات قبلی خود را ادامه دهند.
بابک زنجانی آدمی نیست که بتواند خیلی مقاومت کند ما به دنبال کسی هستیم که حامیان زنجانی هستند کسانی که پول ها را خورده اند و مفسد اقتصادی هستند.


آنها مشخص نیستند؟


نه مشخص نیستند.


گفته می شود که همین [...] معروف به [...]، رابط زنجانی و آن تیمی است که پشت پرده این پرونده را هدایت می کنند. اما بازداشت نمی شود و در مقابل حکم بازداشت دستیار زنجانی (حسین شیرازی منش) صادر می شود که در نهایت نیز به سرانجامی نمی رسد. آیا از بازداشت اینها جلوگیری می شود؟ فکر نمی کنید با گذشت 9 ماه خیلی از سرنخ ها گم شود و پول ها جا به جا شود؟


ما اعتقاد داریم حداقل این پرونده 9 ماه دیگر لازم دارد.


***از رابط هایمان اطلاعات می گیریم


شما اشاره کردید تا حالا به ملاقات زنجانی در زندان نرفته اید، چطور از مفاد رسیدگی به پرونده مطلع می شوید؟


از من انتظار نداشته باشید که راجع به همه چیز صحبت کنم. ما براساس اطلاعات دستگاه قضایی ترکیه، پارلمان ترکیه یا رابط های زنجانی و رابط های خودمان از جزئیات پرونده مطلع می شویم.


در ارتباط با این پرونده چند بار به ترکیه سفر کردید؟


سه بار. یک بار هم مقامات ترکیه به ایران آمدند و در این ارتباط رایزنی های صورت گرفت. چیزی که برای ما مهم است که این پرونده شامل مسائل سیاسی نشود.


***این پرونده گردن کلفت تر از زنجانی زیاد دارد


فکر نمی کنید هر چقدر کمتر درباره این پرونده صحبت کنید افکار عمومی حساسیت بیشتری به خرج می دهد؟


ما افشای جزئیات این پرونده را براساس فازبندی که داریم انجام می دهیم.


اکنون در چه فازی هستید؟


ممکن است یک ماه دیگر اطلاعات دیگری به مردم بدهیم که همه چیز عوض شود. ببنید ما در این پرونده به نام هایی گردن کلفت تر از بابک زنجانی رسیده ایم. مسائلی را کشف کرده ایم که شاید به ذهن شما هم خطور نکند همان هایی که فکر می کنید در این پرونده نقشی ندارند در خط مقدم هستند. ما شاید خیلی به آنها نزدیک نشویم اما با جدیت به دنبالشان هستیم.


*** مرتب تهدید می شویم/ گزارشی 10 صفحه ای از دست راست زنجانی داریم


در این راه هم مرتبا تهدید می شویم اما راه خود را ادامه می دهم. نه قصد تندروی داریم نه پرونده را بی خیال خواهیم شد. ما در اصل به دنبال این هستیم آقایان ندانند که ما چقدر می دانیم. نفهمند که ما چه میزان از آنها شناخت داریم.


اخیرا نیز نزدیک ترین یار بابک زنجانی گزارشی 10 صفحه ای برای ما آماده کرده است. کسی که دست راست زنجانی بوده است. ما می خواهم بگوییم خیلی به این افراد نزدیک شده ایم اما آنها خبر ندارند. ضراب و زنجانی تابلو یک گروه هستند. حامیان آنها برای ما مهم هستند.


در سفرهای ترکیه با رضا ضراب دیدار داشته اید؟


خیر.


*** یک روده راست ندارند


با مقامات قضایی ترکیه چطور؟


ببنید رابطه ما با ترکیه خوب است. همکاری هایی در جریان است. عجله نکنید. 30 الی 40 روز دیگر فاز جدیدی از اطلاعات در این پرونده رسانه ای خواهد شد. الان ما نباید درگیر سناریوی زنجانی و حامیانش شویم آنها یک روده راست ندارند.

 

انتهای بخش اول/



+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۳ساعت 22:0  توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر  | 

«مرغان آواز خوان» از بانو اکرم پدرام نیا

 

سلام عزیزان من

فریاد ما عاشقان طبیعت زود و یا دیر از سوی مردم شیدا و زیبا پسند شنیده خواهد شد؛ ای کاش همین امروز کاری انجام گیرد کارستان؛ زیرا کارهای معمولی و پیش پا افتاده و شعار های گول زننده و تبلیغاتی هدفمند دیگر راه بجایی نمی بَرَد؛ چون مشکل پیش رو بسیار جدی تر از این هاست؛ کل طبیعت زمین در خطر نابودی قرار گرفته. اگر زندگی از زمین از طبیعت گرفته شود، دیگر زمینِ ویران هم نمی تواند زندگی بشر را نشاط و رونق بخشد. پس زندگی زمین زندگی ماست.

این مقاله ی بسیار مفید و پر از دلسوزی بانو اکرم پدرام نیا را در «وَشتَنِ واژه ها» منتشر می سازم تا هم میهنان «پاکیزه خو» هرچه بیشتر به اهمیت حفظ محیط های وَهیشتی ای چون تالش زمین و کل طبیعت پی ببرند و در نتیجه بیش از این اجازه ندهند از جنگل های محدود ما برای اهداف صنعتی سود جویی شود، زیرا این کار عین جنایت است در وضعیت بحرانی کنونی کشور که بخش بزرگی از جنگل های محدود ایران و دشت ها و آبگاه ها نابود شده اند و حتی آب زیر زمین میهن نیز به غارت رفته. هجوم خشک سالی و عوامل دیگر که بار ها بر شمرده ام هم این بحران ضد زندگی را به شدت تشدید نموده. پس حتی یک نفر درخت برای اهداف صنعتی دیگر نباید بریده شود، زیرا ما یک فاجعه ی بزرگ میهنی و جهانی در پیش رو داریم که باید جلوی پیشروی آن گرفته شود، تا پس زده شود؛ وگرنه ویرانی های ایجاد شده جبران ناپذیر خواهد بود. این سخنان انشا نویسی نیست، بلکه هر جمله و اصطلاح مفهوم ویژه و علمی خود را دارد از جمله «جبران ناپذیر». متأسفانه بشر با فاجعه عادت می کند! با جملات در آغاز حتی تکان دهنده، عادت می کند!

همین چندی پیش نوشتم: ایرانیان عزیز که با افتخار نام فرزندان خود را «سیامَک» می گذارید، آیا نمی توانید بخاطر آن زیبا نغمه تفنگ های خود را بشکنید!؟ نسل پرندگان از جمله سیامَک خوش آواز دارد می افتد. سیامَک خوش آواز، سیامک چهچه زن که یکی از بزرگترین یاران جنگل است نسل اش دارد می افتد، پس همین امروز بشتابید! زیرا فردا می تواند دیگر دیر شده باشد. لطفن به این جملات که در ادامه می نویسم دقت کنید، زیرا بسیار مهم است: مگذارید این حرف ها برایتان عادی شود. جنایت همیشه جنایت است و زشت، چه یک بار رخ دهد و چه تکرار شود، نباید به آن عادت کرد. این سخن از نقطه نظر روانی، هم شامل عامل می شود و هم شامل تماشاچی.

مثال: کسی که برای اولین بار می خواهد به میهن خود خیانت کند مثلن رشوه بستانَد، شاید دست اش بلرزد، و دیر تر بسیار آسان دست در جیب دیگران کند و حتی رشوه گرفتن را حق خود بداند. این بدان مفهوم نیست که از زشتی خیانت به میهن چیزی کاسته شده، بلکه بدین مفهوم است که، خائن به انسانیت و سر زمین خود گشتن دیگر برایش عادی گشته.

 

این دومین مقاله ای ست که «جنبش پاکیزه خوی تالش» از آن بانوی دلسوز طبیعت منتشر می سازد. اینگونه نوشته ها براستی می تواند بیداری آور باشد، زیرا حاصل کار انسان بیدار است. انسان بیدار بخشی از زیبایی جهان است؛ همان زیبایی که داستایوسکی گفته جهان را نجات خواهد داد.

مرغان آوازخوان

اکرم پدرام نیا

• اگر زود نجنیبم و وضعیت را تغییر ندهیم انسان با فروپاشی اکولوژی سیاره‌ی زمین روبه‌رو می‌شود. نه‌تنها بحران محیط زیست روز به روز شدیدتر می‌شود و فرصت جلوگیری از پیشرفت آن کم‌تر، بلکه بیش‌تر استراتژی‌ها و راه‌حل‌ها هم متناسب با اهداف قدرتمندان ساخته می‌شوند و این راه‌حل‌ها که با نادیده‌گرفتن بخش بزرگی از واقعیات ارائه می‌شوند پیامدی جز شکست در پی ندارند ...

 

همین دیروز خواندم که مرغان آوازخوان کشور آلمان دارند ناپدید می‌شوند. در این نوشته پرسیده بود می‌دانید چرا؟و پاسخ داده بود که نابودی جنگل‌ها، باغ‌ها و کشاورزی روشمند و روزافزون مکان‌های طبیعی لانه‌سازی، تخم‌گذاری و پرورش پرندگان را از میان می‌برد: درختان بی‌بروبار و برگهای پژمرده بر بستر باغ‌ها، زمین‌های کشت‌نشده، و بوته‌زارها به جای جنگل‌ها جای مناسبی برای تولید مثل و پرورش پرندگان نیستند. این خبر برایم چنان دردناک بود که گریه‌ام گرفت، نه به خاطر آوازی که این موجودات کوچک بی‌دفاع برای آدم‌ها می‌خوانند، بلکه به خاطر نابودی بی‌صدا و غم‌انگیزشان.
این پاراگراف را نزدیک به یک سده پیش، رزا لوگزامبورگ در نامه‌ای به دوستش سونیا لیب‌کنشت نوشته است. امروز محیط زیست با شتابی تصورناپذیر به پرتگاه نزدیک می‌شود. دانشمندان ۲ درجه افزایش دمای زمین را نقطه یا خط هشدار در محیط زیست می‌نامند و معتقدند که در این نقطه چنان تغییرات برگشت‌ناپذیری در محیط زیست ایجاد می‌شود که دیگر انسان نمی‌تواند مهارش کند. افزایش دو درجه برای آب کردن بخش بزرگی از یخ‌های دنیا کافی‌ست و همین باعث شتاب بیش‌تر در آب‌شدن یخ‌های باقی‌مانده می‌شود و جهان را به سوی جهانی بی‌یخ می‌کشاند. بدین ترتیب سطح آب دریاها بالا می‌آید و زندگی انسان‌ها و دیگر موجودات ساکن بیش‌تر جزایر و نواحی ساحلی به خطر می‌افتد. از این‌ها گذشته حوادث طبیعی سهمگین مثل خشکسالی، توفان‌های شدید و سیل‌های خانمان‌برانداز بیش از پیش رخ می‌دهد. گزارش‌های محیط زیست‌شناسان نشان می‌دهد که افزایش چند درجه حرارت سبب نابودی بیش از ۵۰ درصد از گونه‌های زیستی (حیوانات و گیاهان) می‌شود و فرآورده‌های غذایی جهان آسیب می‌بینند. برای نمونه سازمان منابع طبیعی در سال ۲۰۱۱ گزارش داد که ۲ درجه‌ی سانتیگراد افزایش دما سبب کاهش ۲۵ درصد فرآورده‌ی ذرت آمریکا (که ۴۰ درصد از ذرت جهان را دربرمی‌گیرد) می‌شود.۲
آسیب‌هایی که موج گرما در ماه‌های گرم سال می‌تواند به انسان وارد کند عبارتند از:
۱. گرمای شدید باعث تعریق زیاد می‌شود و تعریق زیاد آسیب‌های جدی به افراد آسیب‌پذیر جامعه مثل کودکان، سالمندان و افراد خانواده‌های تهیدست می‌رساند و حتا می‌تواند سبب مرگ آن‌ها شود.
۲. در مناطق حاره‌ای سرعت باد و باران را به شدت افزایش می‌دهد و باز سبب مرگ‌ومیر افراد آسیب‌پذیر این جوامع می‌شود.
۳. سبب پایین آمدن کیفیت هوای تنفسی می‌شود.
۴. بالارفتن دمای هوای زمین باعث می‌شود که میزان ازونِ نزدیک به زمین بالا برود. وقتی مواد آلوده‌کننده‌ی هوا مثل دی‌اکسید کربن، اکسید نیتروژن و ترکیب‌های شیمیایی فرار زیر نور خورشید کنار هم قرار می‌گیرند ازون تولید می‌کنند. ازون در فاصله‌ی ۶ تا ۳۰ مایل از زمین موجودات زنده را از آسیب ناشی از اشعه‌ی ماورای بنفش خورشید حفظ می‌کند اما اگر این گاز به زمین نزدیک شود مه‌دود ایجاد می‌کند و برای سلامتی انسان و دیگر موجودات زنده خطرناک است. ازون نزدیک سطح زمین به بافت ریه، کار ریه و راه‌های هوایی آسیب می‌رساند؛ می‌تواند سبب تنگی نفس، عفونت‌های مجاری تنفسی، آسم و بیماری‌های تنفسی دیگر شود، به‌ویژه در کودکان، سالمندان، کارگران خیابانی و آن‌هایی که بیماری‌های زمینه‌ای تنفسی مزمن دارند. برخی از پژوهش‌ها نشان داده‌اند که ازون در هوا می‌تواند مرگ زودرس بیاورد.۳
هوای گرم و راکد سبب افزایش تولید ازون می‌شود، از این روی، گرمایش زمین میزان تولید ازون را بالا می‌برد و در شهرهایی با هوای آلوده مثل تهران شمار روزهایی که کیفیت هوا بسیار بد است و تنفس این هوا سبب ایجاد بیماری‌های تنفسی شده یا آن‌ها را تشدید می‌کند افزایش می‌یابد.۴
آسیب‌هایی که گرمایش زمین می‌تواند به محیط زیست وارد کند عبارتند از:
متاسفانه گرمایش زمین و تغییرات آب‌وهوا که پیامد فعالیت‌های انسان و تولید گازهای گلخانه‌ای‌ست آهسته و با روندی خطی رخ نمی‌دهد. به گفته‌ی جیمز هانسن، دانشمند محیط زیست و مدیر بخش مطالعات فضا در انستیتو گدار ناسا، «خط هشدار را بازخوردهای تقویت‌کننده سبب می‌شوند.» بازخوردهای تقویت‌کننده عبارتند از: ۱. آب ‌شدن سریع یخ‌های اقیانوس‌ها. یخ‌ها پرتوهای خورشید را بازمی‌تابانند و از شدت گرمای زمین کم می‌کنند. اما وقتی یخ‌ها آب می‌شوند، آب‌ها که رنگی تیره دارند گرما و انرژی خورشید را جذب می‌کنند و سبب هرچه بیش‌تر گرم شدن زمین می‌شوند؛ ۲. با آب شدن توندراهای یخ‌زده در نواحی شمالی، گاز متان آزادشده (که از دی‌اکسیدکربن هم پتانسیلی به مراتب بیش‌تر در بالابردن میزان گازهای گلخانه‌ای دارد) زیر سطح به دام می‌افتد و به گرم شدن زمین شتابی دوچندان می‌دهد؛ ۳. از دهه‌ی ۱۹۸۰ و به‌ویژه از سال ۲۰۰۰ اقیانوس‌ها از پی جذب کربن اسیدی شده‌اند و هرچه اقیانوس‌ها اسیدی‌تر باشند توان جذب کربن‌شان کاهش می‌یابد و کربن‌ها در هوای آزاد بالای اقیانوس‌ها و اتمسفر جمع می‌شوند و زمین را گرم‌تر می‌کنند؛ ۴. با تغییر دمای زمین و تغییر مناطق گوناگون آب‌وهوایی زمین مثل منطقه‌ی معتدله گونه‌های زیستی گوناگون نابود می‌شوند. نابودی این گونه‌ها اکوسیستم‌های وابسته به این گونه‌های زیستی را از بین می‌برد و نابودی این اکوسیستم‌ها به نابودی گونه‌های زیستی بیش‌تر می‌انجامد.
کوتاه‌سخن امروزه از نظر علمی بر همه ثابت شده که اگر زود نجنیبم و وضعیت را تغییر ندهیم انسان با فروپاشی اکولوژی سیاره‌ی زمین روبه‌رو می‌شود. نه‌تنها بحران محیط زیست روز به روز شدیدتر می‌شود و فرصت جلوگیری از پیشرفت آن کم‌تر، بلکه بیش‌تر استراتژی‌ها و راه‌حل‌ها هم متناسب با اهداف قدرتمندان ساخته می‌شوند و این راه‌حل‌ها که بنا به آگاهی محدود خودشان و نادیده‌گرفتن بخش بزرگی از واقعیات ارائه می‌شوند پیامدی جز شکست در پی ندارند.
ریشه‌ی بحران محیط زیست در تولید و شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری نهفته و رفع این بحران به انقلاب در این شیوه و انقلاب اجتماعی نیاز دارد.
واقعیت این است که کلمه‌ی بحران برای محیط زیست به دلیل نوع جاانداختن آن برای اقتصاد گمراه‌کننده است. در اقتصاد این واژه را همواره در کنار واژه‌ی «دوره‌ای» استفاده می‌کنند و گرچه در هر دوره میلیون‌ها یا حتا بیلیون‌ها نفر از این بحران‌های اقتصادی رنج می‌برند همواره آن را به چرخه‌ی اقتصادی ربط می‌دهند نه به عوامل ریشه‌ای نهفته در نظام سرمایه‌داری و آن را گذرا می‌دانند. بر همین اساس واژه‌ی بحران برای محیط زیست می‌تواند گمراه‌کننده باشد زیرا به‌رغم معنی جاافتاده از «بحران» تغییرات ناشی از گرمایش زمین آسیب‌هایی به انسان و دیگر موجودات زنده وارده می‌کند که برگشت‌ناپذیرند همان‌طور که آسیب‌های وارده از بحران‌های اقتصادی برگشت‌ناپذیرند، و همان‌طور که بحران اقتصادی کنونی بخشی از کسادی اقتصادی درازمدت و برنامه‌ریزی‌های دیرینه‌ی نظام سرمایه‌داری‌ست، بحران محیط زیست هم پیامد همین برنامه‌ریزی دیرینه‌ی نظام سرمایه‌داری‌ست. به گفته‌ی نومی کلاین در آخرین اثرش به نام This Changes Everything «در جاده‌ی نابودی محیط زیست نقش نظام سرمایه‌داری بیش از دی‌اکسید کربن است.»
در مسیر نابودی محیط زیست نقش تولیدات بی‌رویه‌ی صنعتی، تولید سلاح‌های ویرانگر جنگی، زایده‌های هسته‌ای، بمب‌های شیمیایی و اتمی و نابودی جنگل‌ها نقشی بسیار موثر است و صاحبان این‌گونه صنایع باید به تاثیر ویرانگر تولیدات‌شان بیاندیشند، اما نمی‌توان نقش هر فرد را هم در پیشگیری از گرمایش زمین نادیده گرفت. هر فرد می‌تواند فقط با انجام کارهای کوچکی چون بازسازی دقیق آشغال‌ها، تغذیه‌ی درست، استفاده هرچه کم‌تر از پلاستیک‌ها و ظروف یکبار مصرف، کاهش مصرف انرژی، استفاده از فرآورده‌های بهداشتی‌ای که برای محیط زیست و آب‌ها کم‌ضررترند، استفاده‌ی هرچه بیش‌تر از وسایل نقلیه‌ی عمومی و از همه مهم‌تر مقابله با جنگ از سرعت بالارفتن دمای زمین بکاهد. به‌خصوص جنگ‌ها که به شیوه‌های گوناگون به گرمایش زمین کمک می‌کنند. پس از هر جنگ، به دلایل مختلف و بی‌شمار، مثل آلودگی ناشی از گذر کشتی‌های حمل اسلحه و مواد منفجره، غرق شدن کشتی‌های حامل مواد منفجره و توپخانه، گرمای ناشی از انفجارهای پی‌درپی، نفوذ مواد شیمیایی حاصل از انفجارها به آب‌های آزاد، ریختن زباله‌های اتمی به آب‌های آزاد و بسیاری عوامل دیگر، جهت جریان‌های آب گرم و سرد، بدنه‌ی آب‌ها، حرارت و توزیع شوری آب‌ها، به ناگزیر تغییر می‌کند و این تغییرات نه‌تنها بر موجودات آب‌زی که بر خشکی و موجودات خشکی نیز اثر می‌گذارند و باعث رخداد سونامی‌ها، سیل‌ها و خشک‌سالی و توفان‌های مه‌غبار می‌شوند. متاسفانه در بیش‌تر موارد هرگز به وضعیت پیشین برنمی‌گردد. فقط در بهترین حالت، شماری از موجودات آبزی با وضعیت جدید سازش می‌کنند و آن گروه که نتوانند، نابود می‌شوند. همان‌طور که گفتم برخی این‌ها را هرج‌ومرج‌های موقت می‌نامند ولی واقعیت این است که این‌ها تغییر قوانین ساده‌ی فیزیکی‌ست، قوانینی که بر آب‌ها حاکم‌اند و جو و آب‌وهوا را می‌سازند.
بهترین مثال برای نقش جنگ بر تغییر آب‌وهوا کشور عراق است. در این کشور پس از یک دهه جنگ، میزان آب دجله و فرات به‌شدت کاهش یافته و زمین‌های حاصلخیز میان این دو رود که یکی از مراکز اولیه‌ی کشاورزی انسان متمدن دیرین است، به بیابان تبدیل شده است. ویژگی آب‌وهوایی عراق بدین‌گونه است که از زمستان‌های سرد و تابستان‌های داغ برخوردار است، با بارش‌های محدود و کمبود آب. اکنون پس از دهه‌ها جنگ در آن کشور وضعیت بسیار بدتر شده و جبران کمبود بارش به‌دلیل افزایش دمای منطقه ناممکن‌تر شده است. از ۲۸ درصد زمین حاصلخیز این کشور سالانه ۲۵۰ کیلومتر مربع آن به بیابان تبدیل می‌شود. دکتر حسن جنابی، نماینده‌ی کشاورزی و مواد غذایی در بخش کشاورزی و مواد غذایی سازمان ملل متحد درباره‌ی تغییرات آب‌وهوای عراق می‌نویسد:

براساس الگوی جریان هوا (جی‌سی‌ام) آینده‌ی ناخوشایندی برای محیط زیست این کشور پیش‌بینی می‌شود و احتمال دارد از رودهای دجله و فرات سیل‌هایی به مناطق کشاورزی سرازیر شوند. مطالعه‌ای نشان داده که از سطح آب رود فرات در جاهایی ۲۸ و در جاهایی تا ۷۳ درصد کاسته خواهد شد...
امروزه سرعت گرم شدن هوا، توفان‌های شدیدِ گردوغبار و بیابان شدن زمین‌های کشاورزی نسبت به دهه‌ی پیش از جنگ‌های خاورمیانه به‌شدت افزایش یافته است.


1. Rosa Luxemburg and the Critique of Political Economy
2. monthlyreview.org
3. www.epa.gov   
4. www.epa.gov
5. news/2013/04/17/video-iraq-faces-water-scarcity-floods-desertification-and-climate
6. www.retailpackaging.com
7. https://www.commondreams.org/archive/2007/12/07/5696 

منبع: نشریه‌ی رویداد

 

+ نوشته شده در  شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳ساعت 0:30  توسط لیثی حبیبی - م. تلنگر  |